سهشنبه، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
استرس فقط یک حس گذرا نیست. برای خیلی از ما، تبدیل شده به یک وضعیت دائمی؛ چیزی که صبح با آن بیدار میشویم و شب با آن میخوابیم. بدن سفت است، ذهن شلوغ، تمرکز کم و احساس بیقراری مدام. در چنین شرایطی، معمولاً اولین واکنش ما فرار است: بیشتر اسکرول کردن، بیشتر خبر خواندن، بیشتر حواسپرتی.اما گاهی راهِ آرام شدن، نه فرار کردن، بلکه برگشتن به بدن است.
یکی از سادهترین و در عین حال عمیقترین راهها برای این بازگشت، کاری است که قرنهاست انسان انجام میدهد: نان درست کردن.
وقتی استرس داریم، سیستم عصبی سمپاتیک فعال میشود؛ همان بخشی که بدن را برای «جنگ یا فرار» آماده میکند. ضربان قلب بالا میرود، تنفس سطحی میشود، عضلات منقبض میشوند و مغز در حالت هشدار باقی میماند.
مشکل اینجاست که بدن ما برای این وضعیت کوتاهمدت طراحی شده، نه برای روزها و هفتهها و ماهها.
نتیجه؟
• خستگی ذهنی
• اضطراب
• بیخوابی
• کاهش تمرکز
• احساس ناتوانی و ناامیدی
در این حالت، مغز نیاز دارد وارد فاز دیگری شود: فاز آرامسازی و ترمیم.
تحقیقات متعددی در حوزه علوم اعصاب و روانشناسی نشان دادهاند که فعالیتهای دستی تکرارشونده (مثل سفالگری، باغبانی، بافتنی و نانپزی) میتوانند فعالیت سیستم عصبی پاراسمپاتیک را افزایش دهند؛ همان سیستمی که مسئول آرامش، هضم و بازیابی است.
وقتی با دستهایت کاری انجام میدهی:
• توجه از افکار آشفته به حسهای بدنی منتقل میشود
• مغز وارد حالت تمرکز ملایم میشود
• ترشح کورتیزول (هورمون استرس) کاهش پیدا میکند
• حس کنترل و توانمندی بالا میرود
و نانپزی، یکی از کاملترین این فعالیتهاست.
ورز دادن خمیر فقط یک مرحله فنی در آموزش نانوایی نیست؛ یک تجربهی حسی کامل است.دستها خمیر را لمس میکنند، فشار میدهند، جمع میکنند، رها میکنند. خمیر مقاومت میکند، بعد کمکم نرم میشود. این رابطهی دوطرفه، مغز را وارد یک الگوی آرام و ریتمیک میکند.
در همین فرآیند ساده:
• تمرکز از آینده و گذشته جدا میشود
• ذهن روی «الان» مینشیند
• بدن پیام امنیت دریافت میکند
«فلو» حالتی است که روانشناس مشهور، میهای چیکسنتمیهایی، توصیفش میکند:
حالتی که فرد کاملاً در فعالیت غرق میشود، زمان را فراموش میکند و احساس رضایت عمیق دارد.
نانپزی، بهویژه وقتی آگاهانه انجام شود، یکی از فعالیتهایی است که بهراحتی فرد را وارد این حالت میکند:
• نه آنقدر ساده است که حوصلهسربر شود
• نه آنقدر پیچیده که اضطراب ایجاد کند
از وزن کردن مواد تا شکل دادن نهایی نان، ذهن قدمبهقدم جلو میرود. همین تعادل، مغز را آرام میکند.
خیلیها وقتی استرس دارند، میشنوند:
«مدیتیشن کن»
«نفس عمیق بکش»
«ریلکس شو»
اما واقعیت این است که برای ذهنهای شلوغ، نشستن و «هیچکار نکردن» گاهی سختتر از خود استرس است.
نانپزی یک مزیت بزرگ دارد:
آرامش را در دلِ عمل ایجاد میکند، نه در سکون.
شما همزمان:
• کاری واقعی انجام میدهی
• نتیجهی ملموس میبینی
• حس مفید بودن را تجربه میکنی
این ترکیب، مخصوصاً برای آدمهای پراسترس، بسیار کارآمد است.
لازم نیست حتماً حرفهای باشی یا تجهیزات خاص داشته باشی.
حتی سادهترین نانهای خانگی میتوانند همان اثر را داشته باشند.
چند نکتهی ساده:
• گوشی را کنار بگذار
• عجله نکن
• به بافت خمیر توجه کن
• بوی نان در حال پخت را حس کن
همین تجربهی کوچک، میتواند ذهن را از چرخهی استرس بیرون بکشد.
شاید نانپزی همهچیز را درست نکند.شاید استرسها یکشبه ناپدید نشوند. اما گاهی همین که ذهن چند ساعت آرامتر شود، کافی است تا دوباره بتوانی بایستی.
نان درست کردن، یادمان میاندازد:
• ما هنوز میتوانیم خلق کنیم
• هنوز میتوانیم چیزی را با دستهای خودمان بسازیم
• هنوز میتوانیم لحظهای از شلوغی فاصله بگیریم
و شاید همین، در روزهایی که فشار زیاد است، کافی باشد.